![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/08/30ساعت توسط لاله |
|
سلام امروز تولدم بود گفتم نگین که نگفتی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/08/17ساعت توسط لاله |
|
|
عناب هم ميوهاي خوشمزه است و هم داروي گياهي موثري به شمار ميرود. اين ميوه داراي لعاب فراوان حدود 5 درصد مواد پروتئيني، 4 درصد مواد قندي و مقدار زيادي ويتامين C و املاح است. عناب به افزايش وزن بدن كمك ميكند. قدرت ماهيچهها را زياد كرده و بنيه بدني را افزايش ميدهد.
![]() عناب به دليل لعاب زياد نرمكننده سينه است و به عنوان خلطآور از آن استفاده ميشود. جوشانده آن براي سرفه و درد سينه مفيد است. برگهاي آن بند آورنده خون و تببر هستند. بعلاوه اين برگها رشد موها را تسريع ميكنند. عناب آرامبخش و خواب آور است و خصوصا هسته آن بيخوابي و خستگي را برطرف ميكند. اين ميوه همچنين دستگاه هاضمه را تقويت و كماشتهايي را برطرف ميكند. هرگاه احساس غم به شما دست داد، بهتر است يك فنجان دمكرده عناب را ميل كنيد. اين نوشيدني لبخند را به لبهاي شما ميآورد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/08/10ساعت توسط لاله |
|
|
پشتش سنگین بود و جادههای دنیا طولانی. میدانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت. سنگپشت، ناراضی ونگران بود. پرندهای درآسمان پر زد، سبک؛ و سنگپشت رو به خدا کرد و گفت: این عدل نیست، این عدل نیست. کاش پُشتم را این همه سنگین نمیکردی. به نیت نا امیدی. هیچ کس نمیرسد. چون رسیدنی در کار نیست. فقط رفتن است. تو پارهای از هستی را بر دوش میکشی؛ پارهای از مرا. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/08/10ساعت توسط لاله |
|
|
یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن
کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره
قهوه رو که میارن مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟ پررو بازی!!!
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/08/09ساعت توسط لاله |
|
|
من خیلی خوشحال بودم ! من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم والدینم خیلی کمکم کردند دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود… فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…! اون دختر باحال ، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم… یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی ! سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت : اگه همین الان 100000 تومن به من بدی حاضرم با تو …………(سانسور) من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم… اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم… وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…! یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…! ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم به خانوادهء ما خوش اومدی !!! نتیجه اخلاقی: همیشه کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید !!! Very Happy |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/08/09ساعت توسط لاله |
|
|
-اگر یک زن سیگار بکشد:
در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد .... خیابانی لجن! و در عربستان او را سنگسار می کنند! ۲-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند: در امریکا به او می گویند : فمنیست در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی و در عربستان او را سنگسار می کنند! ۳-اگر یک زن مورد سوء استفاده قرار بگیرد : در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند. در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند! و در عربستان او را سنگسار می کنند! ۴-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود: در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده. در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است! ۵-زنان: در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و ... تحصیل نمایند. در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند! 6- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود: در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته) در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: ۱۴ الی ۱۵ سال!) در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند 7-یک دختر ۱۸ ساله: در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد. در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد! در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!! 8-تبریک میگم شما پدر شدید بچتون یه دختره ! در امریکا: Oh God Thanks در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟! در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/08/09ساعت توسط لاله |
|
زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر. آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت: پدر شما چرا جای خالی ندارید؟ پدر گفت: عزیزم جالی خالی نه، قطعه گمشده. هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم، مادرت قطعه گم شدهی من بود. با پیدا کردن او تکمیل شدم. یک دایره کامل. پسر از همان روز جست و جوی قطعهی گمشده خود را آغاز کرد. رفت و رفت تا به یک قطعهای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود دایره باز هم رفت تا اینکه به یک مثلث رسید که فضای خالی خود را با قطعههای رنگارنگ کوچک پر کرده بود. دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه مربع گمشده رسید، به او گفت شما قطعه گمشده من را ندیدید؟ قطعه مربع گریه کرد و گفت: من هستم - ولی شما مربع هستید و قطعه گمشدهی من قسمتی از دایره - من اول قطعهای از دایره بودم یعنی دقیقا بگویم قسمتی از شما و منتظرتان که یک مربع قرمز آمد. قطعهی گمشده او مربع بود ولی من گول خوردم و خود را به زور داخل فضای خالی او کردم، به مرور زمان تغییر شکل دادم و به شکل فضای خالی مربع در آمدم .ولی او قرمز بود و من آبی، به هم نمیخوردیم. اکنون پشیمانم. من قطعهی گمشدهی شما هستم. دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای خالی خود جا دهد اما نشد، بنا بر این او را با طناب به خود بست و خوشحال راه افتاد. حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود خیلی سخت بود ولی دایره تمام این سختیها را به جان خریده بود و با عشق حرکت میکرد. رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد. بخت به او رو کرده بود که قطعهی گمشدهاش قسمت بالای او بود و گیر نکرده بود. قطعه گمشده به او گفت: من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم. قطعهی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت. دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد (لاغر شد) و توانست از گودال بیرون بیاید. دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد. دنبال او به هر سو رفت. تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد. کاش هیچ وقت او را پیدا نمیکرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/08/09ساعت توسط لاله |
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/08/08ساعت توسط لاله |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/08/07ساعت توسط لاله |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/08/07ساعت توسط لاله |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/08/01ساعت توسط لاله |
|
|
یک آبگیر (برکه)؟ آدمها؟ یک تکه ابر؟ یک ماشین؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/08/01ساعت توسط لاله |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/08/01ساعت توسط لاله |
|
|
اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خداوند به هر پرندهای دانهای میدهد، ولی آن را داخل لانهاش نمیاندازد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ درباره درخت، بر اساس میوهاش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند كه خیال میكند دیگران را فریب داده است ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اینكه ما گمان میكنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/08/01ساعت توسط لاله |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/07/29ساعت توسط لاله |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/07/25ساعت توسط لاله |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/07/24ساعت توسط لاله |
|
«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند». تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تنها یکی از مردان دانا گفت : شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد. آخرهای یک شب، پسر شاه خوشحال شد پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، (۱۸۷۲)
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/07/21ساعت توسط لاله |
|
نميدانم چه زماني بود كه خدا به من پيشنهاد داد جايمان را عوض كنيم؛ از آن موقع زندگي ام بسيار فرق كرد؛ زندگي ام با نيروي افزوده شده او خيلي بهتر شد؛ وقتي كنترل زندگي دست من بود من راه را مي دانستم و تقريبا برايم خسته كننده بود ولي تكراري و قابل پيش بيني و معمولا فاصله ها را از كوتاهترين مسير مي رفتم. من نگران و مظطرب بودم پرسيدم « مرا به كجا مي بري ؟ » او فقط خنديد و جواب نداد و من كم كم به او اطمينان كردم ! او مرا نزد مردمي ميبرد و آنها نياز مرا بصورت هديه به من ميدادند و اين سفر ما، يعني من وخدا ادامه داشت تا از آن مردم دور شديم . خدا گفت : هديه را به كساني ديگر بده و آنها بار اضافي سفر زندگي است و وزنشان خيلي زياد است؛ بنابراين من بار ديگر هديهها را به مردماني ديگر بخشيدم و فهميدم « دريافت هديه های بعدی بخاطر بخشيدن هاي قبلي من بوده است » و با اين وجود بار ما در سفر سبك تر است . من در ابتدا در كنترل زندگي ام به خدا اعتماد نكردم؛ فكر ميكردم او زندگي ام را متلاشي ميكند؛ اما او اسرار دوچرخه سواري « زندگي » را به من نشان داد و خدا ميدانست چگونه از راههاي باريك مرا رد كند و از جاهاي پر از سنگلاخ به جاهاي تميز ببرد و براي عبور از معبرهاي ترسناك پرواز كند. ومن دارم ياد مي گيرم كه ساكت باشم و در عجيب ترين جاها فقط پا بزنم و من دارم ازديدن مناظر و برخورد نسيم خنك به صورتم در كنار همراه دائمي خود « خدا » لذت ميبرم و من هر وقتي نميتوانم از موانع بگذرم؛ او فقط لبخند ميزند و مي گويد : « پابزن »
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/07/20ساعت توسط لاله |
|
|
کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟ بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده . نامه شماره یک اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی.
بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.
نامه شماره دو سلام خدا
اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.
نامه شماره سه سلام خدا
بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت. رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش. بابی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزديد ) و از کلیسا فرار کرد. بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.
نامه شماره چهار سلام خدا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/07/20ساعت توسط لاله |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/07/08ساعت توسط لاله |
|
|
مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید كه در كلاس درس و یا یك جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد، آن وقت با خودكاری كه در دست دارید بر روی كاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می كشید. ممكن است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افكار ما هستند كه به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می كشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای كه هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم. 1- اشكال هندسی: ![]() مثلث، مربع و اشكال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان یافته است و نشان می دهد كه شما به گونه ای روشن و آشكارمی اندیشید و دارای مهارت های برنامه ریزی هستید. در برنامه ها و طرح هایتان بسیار دقیق عمل می كنید و كفایت و كارآیی بالایی دارید. 2- اجرام فضایی: ![]() ماه و خورشید و ستارگان و یا اجرام آسمانی دیگر نماد جاه طلبی و بلند پروازی است. شما فرد خوشبینی هستید و این نیاز را در خود می بینید كه تأیید شوید و یا مورد تشویق دیگران قرار گیرید. 3- اشكال درهم: ![]() نشانه ی هیجان و تنش هستند و نشان می دهند كه شما در تمركز دچار اشكال می شوید و همیشه چیزی هست كه مزاحم تمركزتان شود. 4- بازی ها: ![]() بازی هایی نظیر نقطه بازی، دوز یا شطرنج، حس رقابت را در شما به تصویر می كشند و شما دوست دارید همیشه در بازی ها پیروز باشید و اصلاً برای برنده شدن بازی می كنید. 5- چهره های خندان و زیبا: ![]() كشیدن چنین تصویرهایی مؤید این است كه شما به مردم و دیگران عشق می ورزید و همواره جنبه های مثبت افراد و شرایط را می بینید. فرد خوشبینی هستید و با دیگران دوستانه برخورد می كنید و علاقه مند به فعالیت های اجتماعی هستید. خصوصیاتی نظیر انسانیت، نیك سرشتی، دلسوزی و همدردی در شما وجود دارد. نسبت به دوستانتان حساس هستید. 6- چهره های درهم و زشت: ![]() نشانه ی حس سوءظن و بدگمانی در وجود شماست، سعی می كنید رفتاری تلخ و طعنه زننده داشته باشید، با مردم میانه ی خوبی ندارید و در واقع پرخاشگر و طغیانگر هستید، اعتماد به نفس كافی ندارید و در كارهای گروهی همكاری نمی كنید. تندخو هستید و همیشه احساس رنجش و محرومیت می كنید. 7- فلش ها و نردبان: ![]() نمادی از جاه طلبی در شماست. میل زیادی به تأیید و اثبات خود دارید، در تصمیمات، یكدنده و سمج عمل می كنید و همیشه سعی در تصدیق توانایی ها و استعدادهایتان دارید. 8- خانه و كلبه ها: ![]() به دنبال خانه و خانواده ای هستید و نیاز به داشتن خانواده را در خود حس می كنید. میل دارید در خانواده تان سرمایه گذاری كنید، در جست و جوی سرپناه روحی و معنوی هستید، در جست و جوی خود گمشده تان. احساس ناامنی دارید. 9- نت های موسیقی: ![]() عاشق آهنگسازی و موسیقی هستید. 10- اشكال تكراری و دنباله دار: ![]() نماد صبر و استقامت در شماست، در رفتارهایتان پایبند شیوه و اسلوب هستید و در تمركز توانمندید. قادرید كارهایتان را به راحتی سازماندهی كنید و با هر چیزی كنار بیایید. 11- گل و گلدان گیاه و درخت: ![]() شما فردی احساساتی هستید و دوست دارید همیشه در رؤیاهایتان بمانید، روحیه ی مهربانی دارید و با دوستانتان دوستانه رفتار می كنید، فردی اجتماعی هستید. 12- حیوانات: ![]() شما به حیوانات علاقه دارید و به حمایت از دیگران مشتاقید، حساس و ملاحظه كار هستید و نیاز به آرامش فكر دارید، احساس می كنید كه می توانید از دیگران حمایت كنید. 13- قلب: ![]() فرد احساساتی هستید. كسی را دوست دارید و رؤیایی هستید. آرزو دارید به شخص خاصی تعلق داشته باشید. 14- آجرها و كتاب هایی كه روی هم قرار گرفته اند: ![]() زیر فشار و استرس زیادی قرار دارید و احساس می كنید كه با كوچك ترین لرزشی نابود می شوید و فرو می ریزید. 15- غذا و میوه: ![]() خوردن را دوست دارید و احتمالا در رژیم به سر می برید. 16- خطوط متقاطع: ![]() احساس خفگی و اختناق دارید و نیاز به فرار و آزادی را در خود حس می كنید. این سدی است كه میان خود و دیگران قرار داده اید و از بروز احساساتتان گریزانید، سعی می كنید عواطفتان را پنهان نمایید تا فرد مناسبی پیدا شود كه شایستگی احساس شما را داشته باشد. 17-چاقو، اسحله و شمشیر: ![]() نشانی از خشونت و عصبانیت در شماست و حتی گاهی تمایلات روانی، حس رقابت و نیاز به اثبات مردانگی در شما را نشان می دهد. 18- پله ها: ![]() نمادی از جاه طلبی است و نشان می دهد كه شما میل به صعود و پیشرفت دارید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/07/08ساعت توسط لاله |
|
|
به روايت افسانهها روزي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/07/08ساعت توسط لاله |
|
|
روزی زن و شوهر جوانی از راهی می رفتند . ماموران تا آنها را دیدند خواستند گیری دهند پس پرسیدند شما دو با هم چه نسبتی داردید؟ زن و شوهر جواب دادند : زن و شوهریم . از آنها مدرك خواستند گفتند نداریم ! ماموران پرسیدند پس چگونه باور كنیم كه شما دو نفر زن و شوهرید؟ گفتند ما نشانه های فراوانی داریم برای ثابت كردن این امر: اول:اینكه آن مدل افراد كه شما می گویید دست در دست هم می روند و ما دستهایمان از هم جداست. دوم:آنكه آنها هنگام راه رفتن و صحبت كردن به هم نگاه می كنند و ما رویمان به طرف دیگریست. سوم:آنكه آنها هنگام صحبت كردن و راه رفتن با احساس با هم حرف می زنند و ما به هم هیچ احساسی نداریم. ! چهارم:آنكه آنها با هم بگو بخند می كنند ولی ما غمگینیم پنجم:آنكه آنها به هم چسبیده راه می روند و ما یكی از آن یكی جلو تر می رود. ششم:آنكه آنها هنگام با هم بودن كیكی بستنی چیزی می خورند و ما هیچ نمی خوریم. هفتم:آنكه آنها هنگام با هم بودن بهترین لبسهایشان را می پوشند و ما لباسهای قدیمی تنمان است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/06/31ساعت توسط لاله |
|
|
زنان و مردان با هم تفاوت دارند، در اين نکته ترديدی نيست حالا نوبت مردان است: |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/06/14ساعت توسط لاله |
|
|
علت وجود زن علت وجود بشریت است
تقدیم به همه ی دوستانی که به مقام زن احترام می گذارند |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/06/14ساعت توسط لاله |
|
|
> شخصي نزد همسايه اش رفت و گفت: گوش کن! مي خواهم چيزي برايت تعريف کنم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/06/14ساعت توسط لاله |
|
خدایا ما را از آنانی قرار ده که به دوستی خود برگزیده ای و به عشق و محبت خود خالصشان کرده ای و مشتاق دیدارشان ساخته ای و به خواست خود خوشنودشان نموده ای و نعمت دیدار را عطاشان کرده ای. در مقام رضایشان نشانده ای و در غربت و تنهایی بر فراقشان گرفته ای و در جوار خود به عالم راستی و حقیقت جایگاهشان بخشیده ای . و به شناخت خود معرفتشان داده ای و سزاوار پرستششان کرده ای . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/06/10ساعت توسط لاله |
|
|
این سه میم را همواره دنبال کن محبت و احترام به خود را محبت به همگان را مسئولیت پذیری در برابر کارهایی که کرده ای ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چشمان خود را در برابر تغییرات بگشا اما ارزش های خود را به سادگی در برابر آنها فرو مگذار ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دانش خود را با دیگران درمیان بگذار این تنها راه جاودانگیست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/06/09ساعت توسط لاله |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| Laleh |
موضوعات این مجله روانشناسی، مذهبی، عکس و ...خلاصه کلی مطلب خواندنی و متنوع است.امیدوارم خوشتون بیاد.
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
مذهبی سخن بزرگان روانشناسی سلامتی آشپزی جوک و اس ام اس تصاویر مطالب خواندنی |
|
RSS
|