
مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک



Happy New Year


مثل ماهي زنده
مثل سبزه زيبا
مثل سمنو شيرين
مثل سنبل خوشبو
مثل سيب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشيد
سال نو مبارک



Happy New Year

|
تخم مرغی رفته بود اینترویو تا مگر کوکو شود یا نیمرو
تخم مرغی بود با شور و امید خواست تا مرغانه ای باشد مفید
فرم استخدام را پر کرده بود عکس هم همراه خود آورده بود
توی مطبخ از برای شرح حال پشت هم کردند هی از او سوال:
- کیستی تو، از کدامین لانه ای؟ - بوده ای قبلاً در آشپزخانه ای؟
- کی ز پشت مرغ افتادی برون؟ - توی ماهیتابه بودی تاکنون؟
- تجربه داری و فرزی در عمل - جای دیگر کار کردی فی المثل؟
- داغ گشتی توی روغن یا کره؟ - حل شدی در شنبلیله یا تره؟
- با نمک فلفل بهم خوردی دقیق؟ - خوب کف کردی شدی کلاً رقیق؟
- پشت و رویت سرخ شد روی اجاق؟ - باد کردی از فشار احتراق؟
تخم مرغ این حرف ها را که شنید روی وحشت زرده اش هم شد سفید!
ژوری اینترویو هم بی مجال لحظهای غافل نمیشد از سوال:
- گر "رزومه" داری و "سی.وی" بیار - ورنه بیخود آمدی دنبال کار
- گر نداری توی کارت سابقه - ردّ ردّی گرچه باشی نابغه
گفت لرزان تخم مرغ بینوا نیست قانون شما بر من روا
خوب من تازه ز مرغ افتاده ام صفرکیلومترم و آماده ام
هرکسی کرده ز یک جائی شروع میکند خورشیدش از یکجا طلوع
گر نه در جائی خودم را جا کنم تجربه پس از کجا پیدا کنم؟
گر که مرواری نباشد در صدف پس چگونه تجربه آرد به کف؟
گر که در میدان نرفته کره اسب تجربه را پس چه جوری کرده کسب؟
گفت "شف" با او که: - زر زر کافیه! - بیش از این هم ماندنت علافیه
ـ تخم مرغ هم اینقدر پر مدعا - دست به نطقش را ببین بهر خدا!
- تجربه اول برو پیدا بکن - بعد فکر پخت و پز با ما بکن
تخم مرغ بینوا با قلب خون آمد از آن آشپزخانه برون
رفت غمگین، صاف پیش مادرش تا که گرما گیرد از بال و پرش
گفت مادرجان مرا هم جوجه کن جزو باند جوجه های کوچه کن
مرغ مادر گفت که: - دیر آمدی - پس چرا طفلم به تأخیر آمدی؟
- من به تو گفتم بگیر اینجا قرار - تو خودت عازم شدی دنبال کار
- مهلت جوجه شدن شد منقضی - پس چه شد کوکوپزی، نیمروپزی؟
تخم مرغ اشکش درآمد پیش مام ماجرا را گفت از بهرش تمام
گفت در نیمروپزی گشتم کنف چونکه از من تجربه میخواست شف
سابقه یا تجربه با من نبود آشپزخانه مرا ریجکت نمود
موعد جوجه شدن هم که گذشت آه مادر بچه ات بیچاره گشت!
من از آنجا مانده، زینجا رانده ام فاتحه بر هستی خود خوانده ام
رفت فرصت های عالی از کفم حال دیگر کاملاً بی مصرفم
پس در این دنیا به چه چیزی خوشم؟ میروم الان خودم را میکشم!
گفت مادر: - طفلکم قدقدقدا - چند مدت صبر کن بهر خدا
- صبر کن طفلم بیاید نوبهار - باز پیدا میشود بهر تو کار
- گرچه اکنون فرصتت سرآمده - تو نگو دنیا به آخر آمده
تخم مرغ آنجا به حال انتظار ماند تا از ره بیاید نوبهار ××× عید نوروز، عید پاک آمد ز راه روی هر میزی بساطی دلبخواه
شربت و شیرینی و قند و نبات تخم مرغ رنگ کرده در بساط
روی میز خانهی بانو بهار یک سبد مرغانه خوش نقش و نگار
تخم مرغ ما نشسته آن میان میفروشد فخر بر اطرافیان
از همه خوشرنگ تر، خندان و شاد حرف های مادرش آمد به یاد:
- بهر هرکس در جهان قدقدقدا - هست یک جا و مکان قدقدقدا
- نیست بی مصرف کسی قدقدقدا - هست امکان ها بسی قدقدقدا
- هرکسی باید بیابد جای خود - تا نهد جای مناسب پای خود
- پس تو هم توی مدار خویش باش فارغ از مأیوسی و تشویش باش
- چون شبیه تخممرغ است این کره - روز و شب گردش کند بی دلهره
- خود تو هم هستی عزیزم بیضوی - در مدار خویش گردش کن قوی
- زندگی زیباست، زیبایش ببین - هم ز پائین، هم ز بالایش ببین
تخم مرغ ما ز پند مادری شادمان لم داد آنجا یکوری
گفت گر مطبخ به من میداد کار در کجا بودم کنون ای روزگار؟ گشته بودم جوجه گر روی حساب ای بسا که میشدم جوجه کباب
پس چه بهتر که بد آوردم زیاد حال راضی هستم و ممنون و شاد |
سمنو
مواد لازم :
گندم بهاره ۱ کیلو
آرد 5/2 الی ۳ کیلو
آب به میزان کافی
مغز گردو ۲۵۰ گرم
مغز بادام ۲۵۰ گرم
طرز تهیه :
گندم را خیس کنید و روز بعد در دستمال تمیزی بریزید وقتی جوانه زد در سینی پهن کنید و در معرض نور قرار دهیدتا زمانیکه جوانه بلند شده و نقره ای رنگ شود دراین فاصله باید از گندم به دقت نگهداری شده و چند ساعت یک بار آب آن را عوض و در جای خنک نگهداری شود. اگر مراقبت کافی به عمل نیاید سبزه شما بدبو شده و یا کپک میزند و دیگر قابل استفاده نمی باشد . ظرف ۵ الی ۶ روز معمولاً آماده جهت تهیه سمنو می شود.
وقتی جوانه آماده شد آن را چرخ کنید و شیرابه آن را صاف کنید . نیمی از شیرابه را در یخچال نگهداری کنید
آرد رابا آب مخلوط و صاف و یکنواخت کنید و نیم دیگر شیرابه را به آن اضافه کنید مخلوط بدست آمده از نظر غلظت شبیه به یک فرنی شل میشود . سمنو را روی حرارت کم گذاشته و مدام بهم بزنید .زمان زیادی برای عمل آوری سمنو لازم است نباید خسته شوید در قدیم از دوستان و همسایه ها کمک می گرفتند . وقتی سمنو قوام آمد ونسبتاً سفت شد .نیم دیگر شیرابه را که در یخچال نگه داشته بودید را به آن اضافه کنید . به اصطلاح سرخ شود یعنی رنگ آن تیره و قهوه ای شود . وقتی سمنو رنگ و قوام لازم را پیدا کرد حرارت را خاموش و گردو و بادام را به آن اضافه کنید
اول فروردین تا 25 فروردین " شاهین "
مقتدر و توانا هستید . معمولا با مهارتی که در کارها و عملتان دارید می توانید از موانع بسیار سخت عبور کنید و در نهایت زرنگی این کار را به گونه ای انجام می دهید که چندان انرژی خود را به هدر ندهید.
26 فروردین تا 22 اردیبهشت "مرغابی "
برای رسیدن به هدف هر رنجی را به جان می خرید ، اما با این حال برای شما هدف وسیله را توجیه نمی کند. گاهی بی دقت می شوید ، بنابراین ضررهایی می بینید.
23 اردیبهشت تا 19 خرداد " قمری "
طبیعتا آرامش طلب هستید و از یک زندگی عاشقانه لذت می برید و بندرت از آن خسته می شوید . بردبار ، سازگار و در عین حال جذاب هستید.
20 خرداد تا 16 تیر " عقاب "
شخصیتی بسیار محترم دارید.هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نیستید و می توانید تنها با نگاه گیرا و نافذ خود مخالفان خویش را سر جایشان بنشانید.بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آن را ببینید.
17تیر تا 13 مرداد " بلبل "
معمولا قبل از اینکه دیده شوید صدایتان به گوش می رسد و همیشه حرفی برای گفتن دارید.هر چند بعضی ها اعتقاد دارند که حرفهای شما به عمل نمی رسد.
14 مرداد تا 10 شهریور " مرغ ماهیخوار "
شخصیتی رنگی و پرزرق و برق دارید که همیشه مشتاق "رویارویی" است و از این کار لذت می برید.مهمترین مسایل پیرامون خود را به مرور و با خونسردی حل و فصل می کنید.بسیار حساس و تیرهوشید.
11 شهریور تا 7 مهر " قو "
همانند قو مغرور و سربلندید و شخصیتی پیچیده دارید.با اینکه در ظاهر شخصی بسیار آرام و راحت هستید اما در باطن برای سازگاری کردن خود با محیط اطراف و سرعت دنیای مدرن بسیار تلاش می کنید.بندرت عصبانی می شوید و سعی می کنید با همه در تفاهم و تعامل باشید.
8 مهر تا 5 آبان " دارکوب "
سختگیر و سختکوش هستید با طاقتی بسیار بالا . برای حمایت از ایده ها و عقایدتان به راحتی خواستار حمایت دیگران می شوید.برخی اوقات به نظر حواس پرت می آیید ، اما این فقط ظاهر شماست !
6 آبان تا 3 آذر " باز کوچک "
ذهن هوشیارتان به شما این امکان را می دهد که از یک موضوع به موضوع دیگری بپرید بدون اینکه تمرکز خود را از دست بدهید ! با اراده بسیار زیاد روی اهداف خود متمرکز می شوید و ار آنچه در اطرافتان می گذرد ، آشفته و مضطرب نمی گردید.
4 آذر تا 2 دی " کلاغ "
به غایت گیرا ، پرانرژی و مقاوم هستید و همچنین باهوش ، در نتیجه در حل مشکلات بسیار ماهر و زیردست می باشید.عاشق رقابت بوده و از طبیعت ، جنگل و اصولا محیط های بکر طبیعی بسیار لذت می برید.
3 دی تا 30 دی " حواصیل "
جذاب و متفکرید و معمولا تنها و منزوی به نظر می آیید.در عبور از مسیر زندگی ممکن است در باتلاق هم گرفتار شوید ، اما آنقدر محکم و استوارید که از این مشکلات موفق بیرون می آیید.
1 بهمن تا 28 بهمن " سینه سرخ "
شما یک برونگرای خونسرد هستید که طبع گرم خود را معمولا پنهان می کنید و گاهی خودرای می باشید.بسیار خانواده دوست هستید ، اگر چه گاهی کمی ستیزه جو می شوید.
29 بهمن تا آخر اسفند " سهره "
زرنگ ، حساس و گوش به زنگ هستید.ذاتا فردی اجتماعی و خونگرمید ، چون معتقدید در جمع به نوعی احساس امنیت می رسید که افراد در جای دیگر نمی توانند آن را بیابند.منظم و اهل ورزش هستید.
سالگرد ازدواج
زن :عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟
روز زن
زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)
روز مرد
زن :وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
مرد:حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)
40 روز بعد از تولد بچه
زن:وای مامانی بازم گرسنه هستی , (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)
مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه است)
40 سال بعد
زن :عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
مرد :یعنی دیگه کیک نخوریم
2 ثانیه قبل از مرگ
زن :عزیزم همیشه دوستت داشتم
مرد: گشنمه
وصیت نامه
زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید
اون دنیا
زن : خطاب به فرشته ی مسول :خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه عزیزم , خدایا به خاطر من(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت )))
مرد :خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن
شيخ مفيد، با بهره گيرى از روايات ، مى نويسد :
(( ثم يختم ذلك باريع و عشرين مطرة متصل فتحيى بها الارض بعد موتها و تعرف بركاتها .))
پس پايان مى گيرد اين (پديد آمدن نشانه ها) با بيست و چهار باران پياپى كه زمين را پس از آن كه مرده بود، زنده مى كند و بركات آن را مى شناساند .
شيخ طوسى از امام صادق (ع ) روايت مى كند :
(( ان قدام القائم لسنة غيداقة ، يفسد التمر فى النخل فلاتشكوا فى ذلك .))
در آستانه قيام مهدى (ع )، سالى پرباران خواهد بود كه در اثر آن ، خرما بر روى نخل مى پوسد. پس در اين ، ترديدى به خود راه ندهيد .
يا امام صادق مى فرمايد :
(( و اذا آن قيامه ، مطر الناس فى جمادى الآخرة و عشرة ايام من رجب ، مطرا لم ير الناس مثله ، فينبت اللّه به لحوم المؤ منين فى ابدانهم فى قبورهم .. .))
و چون هنگام ظهور مهدى (ع ) نزديك شود، در تمام ماه جمادى الآخر و ده روز نخست ماه رجب ، بارانى بر مردم ببارد كه تا آن هنگام ، مانند آن را نديده باشند. پس خداوند، به وسيله آن ، گوشت بر بدن مؤ منان ، كه در قبرهايشان خفته اند، بروياند.
بارش اين مقدار باران ، آن هم پياپى ، كم سابقه و يا بى سابقه است . با اين حال ، حمل آن بر معجزه ، وجهى ندارد، زيرا وقوع آن به گونه عادى ممكن است . البته احتمال ديگرى نيز وجود دارد كه اين بارانها، همزمان و در همه جاى زمين ببارد كه در اين صورت ، مى تواند جنبه اعجاز داشته باشد .
اين نشانه را گرچه بزرگانى مانند: شيخ مفيد، شيخ طوسى و طبرسى در رديف نشانه هاى ظهور آورده اند، ولى بايد توجه داشت :
اولا، روايت طبرسى و مفيد مرسله است .
ثانيا، جمله (( فينبت اللّه به لحوم المؤ منين )) در ذيل روايت طبرسى ، نشان مى دهد كه مربوط به برپايى قيامت و زنده شدن مردگان است .
و ثالثا، روايت شيخ طوسى نيز ضعيف است ، زيرا در سند آن على بن ابى حمزه قرار دارد كه از واقفيه است .
بنابراين ، اثبات چنين نشانه اى براى ظهور، به استناد اين گونه روايات ، مشكل است . البته از مجموع اين روايات و سخنانى كه در اين باب گفته اند، با توجه به اين كه دوران ظهور، آغاز سامان يافتن امور و از بين رفتن مشكلات است ، احتمال مى رود كه از نظر طبيعى ، شرايط مساعدى پيش مى آيد، تا سال ظهور سالى پرباران و آبادان باشد.

انعطاف پذیری رو میشه در میون خانم ها دید.
این حرف یه گفته ی فمینیستی نیست خودتون ببینید
.
.
.
.
|
|
سبز ليمويي: پوشيدن لباسي به اين رنگ يا استفاده از آن در تزيين و دکوراسيون منزل ميتواند توانايي منطقي و پيگير بودن شما را بيفزايد. سبز ليمويي به شما اين امکان را ميدهد که بفهميد براي پيشرفت بيشتر خود به چه چيزي نياز داريد.
سبز: لباس يا دکوراسيون سبزرنگ کمک مي کند احساس نزديکي بيشتري با طبيعت داشته باشيد و نيز باعث مي شود به ديگران احساس راحتي و آرامش بيشتري ببخشيد. استفاده از اين رنگ همانند يک خاک حاصلخيز باعث ميشود دنيايي پربار براي شما به وجود آيد. طبيعت ذاتي اين رنگ که نوعي توازن و تعادل در خود دارد، شما را تشويق ميکند به نجواي درون خود گوش دهيد و بفهميد براي اين که شما و ديگران از احساس راحتي بيشتري برخوردار باشيد به چه چيزي نياز داريد.
سبز كله اردكي: اين رنگ توانايي شما را در قدرت انتقال فکر افزايش ميدهد. همچنين باعث مي شود سياست بيشتري در زندگي تان داشته باشيد. استفاده از اين رنگ که نوعي آبي آميخته با سبز است به شما اين باور را القا مي کند که ميتوانيد با دست خود آينده اي دلخواه بسازيد.
آبي: لباس و آرايش آبي رنگ، شما را بيشتر رويايي مي کند و الهامات شما را افزايش مي دهد. اين رنگ بسيار آرامش بخش بوده و باعث متمرکز شدن افکارتان مي شود. اثر آرامش بخش اين رنگ باعث ميشود برنامه ها و افکار مغشوش از ذهنتان خارج شوند و روياها و اهدافتان نظم و ترتيب بيشتري بگيرند.
نيلي: رنگ لباس يا تزيينات و آرايشي که به رنگ نيلي باشد ميتواند قدرت خطرپذيري شما را افزايش دهد. نيلي اعتماد به نفس بيشتري به شما مي دهد تا به نقشه هايي که در سر مي پرورانيد جامه عمل بپوشانيد. استفاده از رنگ نيلي که نوعي آبي آميخته با قرمز است، کمک ميکند آينده اي خوب و برنامه ريزي شده را براي خودتان ايجاد کنيد. اين رنگ به شما کمک ميکند دلواپسي هايتان را به کارهايي مثبت تبديل کنيد.
بنفش: رنگ بنفش بر خيالپردازي شما مي افزايد و کمک ميکند احساس قدرت و اختيار بيشتري کنيد. اين رنگ همچنين سبب تقويت کردن عمق احساسات شما ميشود و شما را صاحب اراده اي مصمم تر ميکند و توانايي تان را در ارائه راهبردهاي جديد در زندگي افزايش ميدهد.
بنفش تيره: اين رنگ اشتياق و خوشبيني شما را افزايش ميدهد. استفاده از اين رنگ به شما الهام ميکند بايد کاري جديد را آغاز کنيد. اگر لباسي به اين رنگ بپوشيد يا در دکور منزلتان از اين رنگ بهره گيريد بد گماني شما را کاهش ميدهد و فرصتهاي جديدي را براي شما ميگشايد.
قرمز: لباس و آرايش قرمز رنگ شما را بيشتر اهل عمل ميکند و پرمايه و مبتکر مي سازد. استفاده از قرمز آتشين به شما علم و قدرت اين را مي دهد که حرف دلتان را براحتي بزنيد و آنچه را دوست داريد به دنيا بگوييد.
نارنجي پررنگ: استفاده از اين رنگ در لباس و دکور منزلتان کمک ميکند به شخصيت خود احترام بيشتري بگذاريد. نارنجي پر رنگ شما را تشويق ميکند تا خودتان را قبول داشته باشيد و آنها را که دوستشان داريد، تحسين کنيد.
نارنجي: رنگ نارنجي به شما احساس شهامت و بيباکي ميدهد. اين رنگ که گرمترين رنگ اتمسفر است نظم و ترتيبي را که نياز داريد تا انتظارات غير واقعي را از خود دور کنيد به شما ميبخشد.
طلايي: استفاده از رنگ طلايي در لباس و آرايش يا وسايل منزل باعث ميشود احساسات و سرزندگي شما بيدار شود. استفاده از رنگ طلايي به شما نيرويي ميبخشد تا آن چيزي را که باعث خرسندي و رضايت خاطرتان ميشود، پيدا کنيد.
زرد: رنگ زرد باعث ميشود ذهنتان بيشتر باز شود. استفاده از رنگ زرد که روشن ترين رنگ در طيف است ذهني سيال تر و بازتر را براي شما خلق ميکند. اين رنگ سبب ميشود نقطه نظرات ديگران را بهتر بفهميد و سياست بيشتري در زندگي خود اعمال کنيد.
سياه: استفاده از اين رنگ باعث مي شود توانايي بيشتري در تمرکز کردن داشته باشيد. استفاده از رنگ مشکي، يعني غيبت نور، ناشناخته ها را به شما نشان ميدهد. در تاريکي، افکار شما باطني و دروني شده و بهتر ميتوانيد بر روان و احساسات درست خود تمرکز کنيد.
قهوه اي: لباس قهوه اي رنگ يا اتاقي که به اين رنگ تزيين شده باشد، آگاهي و هوشياري شما را افزايش ميدهد. اين رنگ به شما کمک ميکند واقعيت هر موقعيتي را بهتر دريابيد و بدانيد چه چيزي براي شما بهترين خواهد بود.
سفيد: لباس يا دکوراسيون سفيد رنگ قدرت تحليل شما را افزايش ميدهد. استفاده از رنگ سفيد که اصل همه رنگهاست، به شما احساس آزادي و رهايي بيشتري ميبخشد.
اين رنگ هر موقعيت يا ارتباطي را که باعث ميشود بتوانيد از حل مشکلاتتان برآييد براي شما روشن ميکند.
روزی روزگاری د خترکی فقیر دل به پسر پادشاه شهر بسته بود آنقدر که روز و شب در رویای او بود. دخترک آنقدر سر به عشق پسر پادشاه سپرده بود که هیچ مردی در چشمانش جلوه نمیکرد. خانواده ی دخترک و دوستانش که از عشق او خبر داشتند به وی توصیه می کردند که دل از این عشق ناممکن برگیرد. و به خواستگارانی که مانند خودش فقیر بودند پاسخ دهد.اما او تنها لبخند میزد . او میدانست که همگان تصور میکردند او عاشق پول و مقام پسر پادشاه شده ... اما خودش میدانست که تنها مهر پاک او را در سینه دارد . روزگار گذشت تا خبری در شهر پیچید . پادشاه تصمیم گرفته بود دخترکی را از طبقه اشراف شهر برای پسرش انتخاب کند. اما پسر از پدر خواست تا شرط ازدواجش را خودش تعیین کند. پادشاه قبول کرد . و شاهزاده روزی تصمیم خود را اعلام کرد... وی گفت فلان روز تمام دختران دوشیزه ی شهر به میدان اصلی شهر بیایند تا من همسرم را از میان آنان برگزینم . همه دختران خوب و بد زشت و زیبا و فقیر و دارا به میدان شتافتند و پسر پادشاه در انجا گفت من قصد دارم همسرم را از میان دختران شهر خودم انتخاب کنم اما تنها یک شرط برای همسر من واجب است که من آن شرط را بازگو نمیکنم. تنها یک خواسته دارم ... من به تمامی دختران شهر تخم گلی را میدهم و آنان باید تخم گل را پرورش دهند و پس از مدتی گلی زیبا از آن رشد کند. هر دختری که سلیقه ی بیشتری را به خرج دهد و گلدان زیباتری را برای من بیاورد همسر آینده ی من خواهد بود. دختران با شور و شعف تخم گلها را گرفتند که در میان آنها دخترک دل سپرده نیز تخمی از دستان پسر پادشاه گرفت... دوستان دختر او را مسخره کردند که چرا فکر میکنی پسر پادشان میان این همه دختران با سلیقه ی شهر تو را انتخاب میکند ...! اما دخترک لبخندی زد و پاسخ داد پرورش گلی که او خواسته نیز برایم لذت آور است... روزها گذشت و کم کم زمان به روز موعود نزدیک میشد ... اما دخترک هر چی بیشتر به گلدان خود میرسید و به آن آب میداد و از آن مراقبت میکرد گلی از آن نمی رویید ... او روز به روز افسرده تر میشد . به گفته ی دوستانش پی میبرد . تا روز موعود .... که همه دختران شهر با گلدانهایی زیبا و خوشبو راهی قصر شدند ... یکی گلدانی از یاس های وحشی و دیگر نیز گلدانی از رز های سرخ در دست داشتن یکی شب بوهای معطر و دیگری لاله های قرمز... اما دخترک عاشق با گلدانی خشک و خالی راهی شد. تنها به این امید که یک بار دیگر پسر پادشاه را ببیند ... شاهزاده که گلدانها را یکی یکی میگرفت چشمش به گلدان دخترک افتاد و او را صدا کرد ... سپس به نزد پدرش رفت و در گوش او چیزی گفت و پادشاه لبخندی به لب اورد ... پسر پادشاه بانگ بر آورد که همسر آینده من این دخترک است که گلدان خالی به همراه آورده ... همهمه ای راه افتاد همه حتی دخترک با تعجب به وی نگاه میکردند... که پسر پادشاه گفت: مهمترین شرط من برای ازدواج صداقت همسرم بود ... در حالیکه تمام تخم گلهایی که به دختران دادم سنگ ریزه ای بیش نبود و قرار نبود گلی از آن بروید ! و تنها کسی که به دروغ متوسل نشد این دخترک بود ...! پس وی هیچ گاه در زندگی به من دروغ نخواهد گفت .........
لحظه تحويل سال بوقت ايران
جمعه ٣٠ اسفند ١٣٨٧
ساعت ١٥ و ١٣ دقيقه و ٣٩ ثانيه
|
| ||
|
این تصویر یک صخره در برمه است. این عکس فقط در یک روز خاص از سال میتواند گرفته شود.
در این روز اشعه خورشید با زاویه خاصی بر این صخره میتابد.
چیزی متوجه شدید؟ دوباره نگاه کنید اگر هنوز اعجاز این تصویر را درک نکردهاید تصویر را بچرخانید.
| ||
در صورتيکه با تلفن همراه شما تماسي بر قرار شد و در آن شخص يااشخاصي ادعا نمودند که از مهندسين شرکت مخابرات هستند و قصد چک کردن خط شما را دارند و از شما تقا ضا نمودند که هر عددي را شماره گيري کنيد بدون هيچ گونه شماره گيري فورا تماس را قطع کنيد چون شرکتي جعلي از اين طريق به سيم کارت شما دسترسي خواهد يافت و از طريق خط شما و با هزينه شما تماسهاي تلفني بر قرار خواهد کرد تمامي کاربران تلفن همراه توجه داشته باشند که در صورتيکه با شما تماسي برقرار شد و در نمايشگر گوشي شما اين پيغام ظاهر شد( XALAN ) از پاسخ دادن به ان خودداري نماييد و تماس را به سرعت قطع کنيد در صورت جواب دادن به تماس گوشي شما ويروسي خواهد شد اين ويروس اطلاعات IMEI و IMSI را از روي گوشي و سيم کارت شما پاک خواهد کرد که اين امر باعث قطع ارتباط شما با شبکه تلفن خواهد شد و شما مجبور خواهيد شد گوشي ديگري خريداري نماييد لطفا به منظور متوقف کردن اين کار پيغام را براي ديگر دوستان نيزارسال نماييد
به علت قرار گرفتن امید درفضا, به ناهید و زهره هشدار داده شد حجاب خود را رعایت کنند.
اولین پیام ماهواره امید : زمین گرد است !!!!1
دومین پیام ماهواره امید : من گم شدم !!!!1
سومین پیام از ماهواره امید دریافت شد: اینجا 2تا ترک دارن دنباله قبله می گردن
چهارمین پیام از ماهواره امید مخابره شد : یه دونه کارت شارژ 2000 تومنی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم
آخرین خبر از ماهواره امید.. بنزینم تموم شده کارت سوخت بفرستین
خبر فوری... ماهواره امید از سیاره زهره خواستگاری کرد. لی لی لی لی لی لی.
پرفسور بیژن داوری : معاون ارشد شرکت مشهور IBM
حسین اسلامبلچی : رئیس شرکت مخابرات امریکا – IT & t
فرزاد ناظم : مدیر فنی سایت جهانی یاهو
امید کردستانی : معاون ارشد گوگل و از بنیانگذاران موتور جستجوگر گوگل
پییر امیدیار : موئسس و رئیس شرکت EB از بنیانگذران تجارت الکترونیک جهان
پرفسور لطفی زاده : استاد دانشگاه آمریکا – پدر منطق فازی – کامپیوتر هوشمند – بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان
محمد شعبانی : رئیس شرکت اطلاعات سیسکو در سن هفده سالگی
فرهنگ فلاح : فوق لیسانس فیزیک در سن سیزده سالگی
ایمان ضیابری : مسلط به چهار زبان مهم دنیا – جوانترین خبرنگار فارسی در جهان
رضا کهلولی : برترین مخترع جهان در سال 2005 در سن هقده سالگی
علیرضا خسروی : هفده ساله کاشف پمپ قلب مصنوعی
دکتر نادر نجفی : مخترع سنجشگر فشار خون به اندازه دانه برنج
دکتر نصرت الله نزاکت گو : پیوند کبد از زنده به زنده از مادر به فرزند برای نخستین بار در خاورمیانه
پرفسور مجید سمیعی : رئیس جراحان مغز جهان در آلمان
محمد رضا شجریان : دارنده مدال پیکاسو از سازمان یونسکو
پرفسور محمد جمشیدی : مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا
دکتر فیروز نادری : مدیر برنامه اجرایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا
فریار شیرزاد : معاون وزرات بازرگانی امریکا- دستیار ریاست جمهوری امریکا
پرفسور علی جوان : بنیانگذار لیزر گاز- دارنده مدال استوارت- جان هرتز – فردریک آیوز
حمید عظیمی : عضو ارشد شرکت اینتل در امریکا
بهرام مهذبی : مدیر شرکت مایکروسافت در سال 2000 دبی
قاسم اسرار : عضو هیات مدیره ایستگاه فضایی ناسا
بیژن پاک زاد : یکی از بزرگترین سازندگان عطر و طراحی لباس در جهان
نادر مدانلو : رئیس نخستین شرکت خصوصی پرتاب ماهواره در امریکا
خانم صبا ولد خانی : برنده جایزه جوانترین کاشف جهان
فرح کریمی : عضو پارلمان هلند
خانم کریستین امانپور : ریاست یکی از بخشهای بزرگ خبرگزاری س ان ان
خانم مریم کامکار : مدیر موئسسه نرم افزاری سوئد
خانم انوشه انصاری : رئیس موئسسه تکنولوژی شرکت مشهور تل کام و نخستین زن مسلمان و ایرانی جهان که به فضا سفر کرده است
خانم کتیا فلک شاهی : مدیر شرکت مشهورNEA
خانم آزاده تبارزاده : دانشمند ایستگاه فضایی ناسا
خانم آزیتا ولی نیا : استاد فیزیک دانشگاه امریکا – عضو پژوهشگران ناسا
خانم ماریا خرسند : رئیس شرکت اریکسون
توکا نیستانی : انیمشین ساز کارتونهای بین المللی
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما
در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او فراوان
تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ
بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او
نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را
تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد
خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را
خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با
سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
ستایش خدایی را است بلند مرتبه!