شیطان!!!
به روايت افسانهها روزي
شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد از
كار خود دست بكشد و وسايلش را با
تخفيف مناسب به فروش بگذارد.
او ابزارهاي خود را به شكل
چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل
شامل خودپرستي، شهوت، نفرت، خشم،
آز، حسادت، قدرتطلبي و ديگر
شرارتها بود.
ولي در ميان آنها يكي كه
بسيار كهنه و مستعمل به نظر
ميرسيد، بهاي گراني داشت و شيطان
حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.
كسي از او
پرسيد: اين وسيله چيست؟
شيطان پاسخ داد:
اين نوميدي و افسردگيست
آن مرد با حيرت
گفت: چرا اين قدر گران است؟
شيطان با همان
لبخند مرموزش پاسخ داد: چون اين
مؤثرترين وسيلة من است. هرگاه ساير
ابزارم بياثر ميشوند، فقط با
اين وسيله ميتوانم در قلب
انسانها رخنه كنم و كاري را به
انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم
كسي را به احساس نوميدي، دلسردي و اندوه وا دارم، ميتوانم با او هر
آنچه ميخواهم بكنم..
من اين وسيله را در مورد تمامي انسانها
به كار بردهام. به همين دليل اين قدر كهنه است.